تو نماز جمعه ی قزوین بعد از تمام شدن نماز ، نماز گذار ها به هم دست می دن و میگن خیلی حال داد
 
چرا یه اسکلت نمیتونه خودش رو از یه ساختمون هشتاد طبقه پرت کنه پایین؟
 .
 .
.
چون تخم نداره!
 ترکه خانوم بلند کرده بوده،‌ نمیدونسته چطور سر صحبت رو باز کنه. هرچی فکر می‌کنه هیچی به نظرش نمیرسه. یه کم پسته تو ماشین داشته، میگیره جلو زنه، میگه: جنده! پسته بخور!


قزوینیه بدجوری حشری شده بوده، میره وامیسته سر کوچشون،‌ اولین بچه ای که داشته رد میشده رو میکشه کنار، ‌شروع میکنه به کار خیر. بچه هم شروع می‌کنه به گریه و جیغ و داد. قزوینیه با خودش میگه: بگذار یکم باهاش حرف بزنیم،‌ سرش گرم شه، ‌صداش بخوابه. بر می‌گرده به بچهه میگه: بالام جان شما تو کدوم کوچه می‌شینید؟ بچه همینجور که داشته گریه می‌کرده،‌ میگه:...اهه! تو همین کوچه...اهه!.. قزوینیه میگه:‌ بالام جان،‌ پلاک خونتون چنده؟ میگه: اهه..اهه..پونزده.. قزوینیه میگه: ا؟ بالام جان، کدوم طبقه؟ بچهه میگه:..اهه.. طبقه سوم. قزوینیه با تعجب میگه: اصغر؟ بابا تویی؟!! چرا مدرسه نرفتی؟!
 
دخترِ رشتیه میره پیش مامانش میگه: مامان‌جون چه گردنبند خوشگلی داری، اینو بابام برات خریده؟! زنه میگه: من اگه به امید بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!!!
 
ترکه شب از خواب پامیشه، پاهایی که از لحاف اومده بیرون رو میشماره،‌ میبینه شیش تاس! هول میشه، پاهای خودش رو جمع میکنه،‌ دوباره میشمره،‌ بعد ما خیال راحت میخوابه!!!



دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل رو سرویس کرده بودن، دیگه هروقت هرجا یک خراب کاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن:‌ تورو خدا یکم این بچه‌های مارو نصیحت کنید،‌ پدر مارو درآوردن. کشیشه میگه: ‌باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یکی یکی بیاریدشون. خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن، کشیشه ازش میپرسه: پسرم، ‌می‌دونی خدا کجاست؟ پسره جوابشو نمی‌ده، همین جور در و دیوار ر و نگاه می‌کنه. باز یارو می‌پرسه: پسرجان، می‌دونی خدا کجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار کشیشه همینو می‌پرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا کجاست؟!! پسره می‌زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می‌بنده. داداش بزرگه ازش می‌پرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فکر می‌کنن ما برش داشتیم!!!


ترکه رو برق می‌گیره...میکنه!!!


ترکه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع می‌کنه دویدن طرف تماشاچیا. ترکه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: ‌بابا خجالت بکش! این فیلمه. ترکه میگه: زن! من و تو می‌دونیم فیلمه، گاوه که نمی‌دونه!!

می‌دونی فرق تو با اسپرم چیه؟

اسپرم یه روز آدم می‌شه ، ولی تو هیچوقت آدم نمی‌شی

قزوینیه می‌ره نماز جمعه ، موقع رکوع از خوشحالی سکته می‌کنه


ارتحال جانسوز پاپ ژان‌پل دوم بر همه پلهای جهان تسلیت باد

۳۳پل، پل خواجو ، پل سیدخندان ، پل چوبی جمعی از پلهای عابر پیاده



به ترکه می‌گن : کردم ، کردی ، کرد!  ،  چه صیغه‌ایه؟

می‌گه : صیغه نیست ، جنده‌ست






فستیوال فیلمهای ریاست جمهوری :

  1. پدر‌خوانده : هاشمی رفسنجانی
  2. طلسم شدگان : توکلی
  3. کیف انگلیسی : لاریجانی
  4. کمربندها را ببندبد : قالیباف
  5. یک تکه نان : احمدی نژاد
  6. دور دنیا در ۸۰ روز : ولایتی
  7. سوته‌دلان : معین
  8. لیلی با من است : کروبی