ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه
ترکه به خانمش میگه خانم باز دیشب معجزه شد رفتم دستشویی درو باز کردم چراغ روشن شد ، دررو بستم چراغ خاموش شد ، خانمش میگه باز رفتی توی یخچال شادی ؟؟
ترکه پشت ماشینش می نویسه یازهرا یاهیچ کس
|