کولی
کولی
  
 
 
دی 1390
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 20 دی ماه سال 1390
I blieve I can Fly

 Ronan Keating - Time After Time
 

I used to think that I could not go on
And life was nothing but an awful song
But now I know the meaning of true love
I’m leaning on the everlasting arms
If I can see it, then I can do it
If I just believe it, there’s nothing to it
I believe I can fly
I believe I can touch the sky
I think about it every night and day
Spread my wings and fly away
I believe I can soar
I see me running through that open door
I believe I can fly
I believe I can fly
I believe I can fly
See I was on the verge of breaking down
Sometimes silence can seem so loud
There are miracles in life I must achieve
But first I know it starts inside of me, oh
If I can see it, then I can do it
If I just believe it, there’s nothing to it
I believe I can fly
I believe I can touch the sky
I think about it every night and day
Spread my wings and fly away
I believe I can soar
I see me running through that open door
I believe I can fly
I believe I can fly
I believe I can fly
Hey, see I believe in you, oh
If I can see it, then I can be it
If I just believe it, there’s nothing to it
I believe I can fly
I believe I can touch the sky
I think about it every night and day
Spread my wings and fly away
I believe I can soar
I see me running through that open door
I believe I can fly
I believe I can fly
I believe I can fly
If I just spread my wings
I can fly
I can fly
I can fly
I can fly
If I just spread my wings
I can fly


 
سه شنبه 13 دی ماه سال 1390

 

به تغییر بزرگ میخوام ...  

یه تغییر خیلی بزرگ !  

باید از این مرحله دیگه بگذرم ...


 
جمعه 9 دی ماه سال 1390

 

دلم می خواست 

 دور خیز کنم و بدوام بپرم 

برسم بهت ..   

ولی هر چقدر هم دور خیز کنم و بپرم ..  

نمیرسم بهت ...  


 
دوشنبه 7 آذر ماه سال 1390

 

نه تو می مــانی و نه انــدوه
... و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی...
به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم،
... ... ... ... و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت،
غصــــه هم می گــــذرد،
آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند...
لحظه ها عریاننــــد.
به تن لحظـــه خود، جامه انــدوه مپوشان هرگــــز

سهراب سپهری


 
یکشنبه 19 تیر ماه سال 1390

همیشه برای رفتن راه باز ولی نه همیشه برای برگشتن ! 

..  

نمیدونم الآن به اون چیزی که میخواستی رسیدی یا نه ؟  

مهم نیست ... مهم نیستی ! دیگه زرافه قشنگ نیست ! هندونه خوشمزه نیست ! آب گوجه جالب نیست .. تو زمستون کسی دنبال آب طالبی نمیگرده ... اینجوری دیگه گفتنش جالب نیست !  

کار منم راحت کردی دیگه لازم نیست نگرانت باشم نیروی کمکی اوردی و به من استراحت دادی !  

 تو قل دادی که با من باشی نه ؟!‌

من منی که از هم پاشیدم !‌  

منی که با تو بودم هر صبح و تا شب  

حالا تنهام انتظار داری با کی باشم  ؟!‌  

حالا این سیر ثانیه های بی نوسان   

دارن میان و میرن و من و میدن عذاب

 تو گفتی قرارکه با من خوب باشی بعد 

رفتی و منم رفتنت و بو کشیدم  

واسه همینه که میبینی از غصه خونم  

غمت زده به اعماق پوست و استخونم !...

 

 

 

 

 


 
چهارشنبه 11 خرداد ماه سال 1390

برای رفتن لازم نیست اونقدر من و خراب کنی که بتونی ازم رد شی بری ... 

خودتو اذیت نکن میتونی از راه دیگه ای بری. 

 درکت می کنم یه کم سخته یهو همه چیزو ول کنی بری . باید یکم حرصتو خالی کنی .. 

باید دلیل واسه رفتنت باشه اینکه میگی <جدیدا رفتارات اذیتم میکنه>زیاد قابل قبول نیست ولی   قبول می کنم ازت خوب می خوام اذیت نشی.. ولی اینکه من و کوچیک کنی یا خرد کنی یا یه آدم بدجنسی بسازی ؛ زور نزن !‌ وجدانت راضی نمیشه  ..  

ازت خوشم میاد .. همیشه از آدمایی که یهو یه کار خفن می کنن خوشم میاد ...   

میدونی اینکه الان  تحقیقی و  که فردا باید تحویل بدم و الان اولشم و ساعت ۱ شبه و صبح باید ۵ راه بیوفتم که ۸:۳۰ برسم کلاس ول کردم و به تو فکر میکنم شاید یه کم نشون میده که من نسبت به تو بی اهمیت نیستم ... 

نمیدونم اینروزا که هی خوب میشی باهام هی بد ...این معنی و میده هنوز ازم خوشت میاد ولی ازم ناراحتی یا ازم بدت میاد بزور خودتو قانع می کنی که دوسم داری !‌ 

نمیدونم؛میگی تقریبا۲ هفته اس که مشکل پیدا کردیم. تقریبا ۳هفته اس ماشینمو فروختم! ایشالا که همون رفتارای من بد شده باشه که تو این چند روز ازم متنفر شدی ... 

چقدر حرف دارم !‌ 

 

 هی میگی همه رفتارات بد شدن !‌   

کدوم رفتارام ؟‌ 

همشون ! 

خوب یکیشونو بگو ...  

دیروز .. 

کدوم رفتارای دیروزم ؟‌ 

همشون !‌ 

 

وقتی همه وجود من مشکله برای تو ! دیگه اصراری نیست ...

اینم از آخرین کبریت کشیدم تو مسیر باد .. یا برمیگردی یا میری علی اله هره باداباد ..


 
جمعه 6 خرداد ماه سال 1390
چرا ناراحتی ؟

 

باید مرد و درباره چیزی که ناراحت میکنه آدمو حرفی نزد ... 

 

 


 
یکشنبه 28 فروردین ماه سال 1390

 

شاید باید همیشه باشی  

تا بعد از رفتنت باز دلتنگ نشوم .... 

 

امروز ... 

عجب روزی بود امروز ‌!‌


 
شنبه 13 فروردین ماه سال 1390

 

گیج و ویج تو این شب  

خدا از من چیزی میخواد یا من از خدا ‌؟! 

 

 

من مست نیستما !‌:دی


 
جمعه 5 فروردین ماه سال 1390
برو دیوونه - مارتیک

آقا من عجیب با این آهنگ حال می کنم ...   

 

با لبات قهرم با چشات قهرم
نگام نکن با نگات قهرم
عاشقت بودم نفهمیدی
هی بهت گفتم هی تو خندیدی
زخم زبونت به دلم نشست
سنگ عاشقا سرمو شکست
یادمه یه روز مست و مستونه
داد زدم بیا بیرون از خونه
سنگ آخر و تو به من بزن
خندیدی گفتی (...) برو دیوونه !

وقتی که عشقو دیدی تو نگام
وقتی که اسمت اومد رو لبام
داد زدم یه روز توی کوچه ها
اینو بدونین همسایه ها
من دیگه دارم می میرم براش
خندیدی گفتی عاشقم نباش !

با لبات قهرم با چشات قهرم
نگام نکن با نگات قهرم
عاشقت بودم نفهمیدی
هی بهت گفتم هی تو خندیدی
زخم زبونت به دلم نشست
سنگ عاشقا سرمو شکست
یادمه یه روز مست و مستونه
داد زدم بیا بیرون از خونه
سنگ آخر و تو به من بزن
خندیدی گفتی (...) برو دیوونه !

با لبات قهرم با چشات قهرم
نگام نکن با نگات قهرم
عاشقت بودم نفهمیدی
هی بهت گفتم هی تو خندیدی
زخم زبونت به دلم نشست
سنگ عاشقا سرمو شکست
یادمه یه روز مست و مستونه
داد زدم بیا بیرون از خونه
سنگ آخر و تو به من بزن
خندیدی گفتی (...) برو دیوونه !

وقتی که عشقو دیدی تو نگام
وقتی که اسمت اومد رو لبام
داد زدم یه روز توی کوچه ها
اینو بدونین همسایه ها
من دیگه دارم می میرم براش
خندیدی گفتی عاشقم نباش !

با لبات قهرم با چشات قهرم
نگام نکن با نگات قهرم
عاشقت بودم نفهمیدی
هی بهت گفتم هی تو خندیدی
زخم زبونت به دلم نشست
سنگ عاشقا سرمو شکست
یادمه یه روز مست و مستونه
داد زدم بیا بیرون از خونه
سنگ آخر و تو به من بزن
خندیدی گفتی (...) برو دیوونه !
 

 از اینجا دانلودش کنین :

www.divshare.com/download/980592-6d8 

 


 
دوشنبه 1 فروردین ماه سال 1390
عید !‌

سلام !‌ 

 

عید شد و کلی خوشحالی  و از این جور چیزا  

اولین عیدیه که تنهام خونه !‌ 

اولین عیدیه که یه خرس بهم حمله کرد ....   

این ۲  شب مست بودم وای به حال کل عید !‌ 

برای هر کیم که این وبلاگ و میخونه آرزوی یه سال پر بار و سلامتییی می کنم   

بعدشم از ایرانی بودنمون فقط این عید نوروز مونده !‌ تا زبونمون هم عربی نشده باید فکری کرد به حال ایران .. .

 

این شعر هم از همای با دقت بخونینش : 

 

شیرین لبی شیرین‌تبار، "مست" و می‌آلود و "خمار"
مه‌پاره‌ای "بی‌بند و بار"، با عشوه‌های بی‌شمار
هم کرده یاران را "ملول"، هم برده از دل‌ها قرار
...
زلف‌ات چو افشان می‌کنی، ما را پریشان می‌کنی
"آخر من از گیسوی تو خود را بیاویزم به دار"
یاران هوار، مردم هوار، از این دست این بی‌بند و بار
از دست این دیوانه‌ یار، از کف بدادم اعتبار
می می‌زنم، می‌ می‌زند، جام پیاپی می‌زند
"هی می‌زند هی می‌زند بی‌اختیار..."
"کندوی کام‌ات" را بیار،‌ در کام بیمارم گذار
تا جان فزاید کامِ تو بر جانِ این دلخسته‌ی بشکسته‌ تار
------


 
یکشنبه 15 اسفند ماه سال 1389

 

 

یا راهی خواهم یافت 

یا راهی خواهم ساخت 

 

 

 

 

 


 
سه شنبه 10 اسفند ماه سال 1389

 

 

 

گر نکند تیر خشمت دلم را هدف 

به خدا همچون مرغ پر شورو شرر 

به سویت بپرم ...


 
دوشنبه 2 اسفند ماه سال 1389

 

 

 

just gonna stand there and watch me burn 
that’s alright because i like the way it hurts
just gonna stand there and hear me cry
that’s alright because i love the way you lie
i love the way you lie 

 

 



 
شنبه 16 بهمن ماه سال 1389

تو از این شکستن خبر دازی یه نه ؟‌ 

 

هی روزگار !‌ تا کی می خوای بچرخی و به ما نشون بدی  بالا پایین این زندگیو ...  

فهمیدیم بابا ... ثابت شو .. خسته ابم . جون نداریم ...

 

 همون لحظه ابری رخ ماه آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت .. 

 

تاحلال شده خیلی ناراحت بشی بعد مشروب بخوری تا خر خره بعد واسه اولین بار تو امرت آشپزی کنی ؟ !‌ 

 امروز هم خیلی خوب بود هم خیلی بد !‌ 

امروز الویه درست کردم !‌ 

امروز فهمیدم دروغ گفتن خیلی آسونه ... دلم می خواد دیگه دروغ نگم به هر قیمتی که هست !‌ 

امروز روز خوبی بود !‌ 

 امروز دلم واسه مامانم تنگ شد !‌ 

امروز روز گندیه !‌ 

 

حس می کنم زیادیه وجودم !‌ 

 

سرم گیری ویری میره !‌ 

وای !‌  خیلی مستی و دوست دارم !‌ دلم می خواست تمام عمرم و مست بودم  !‌ 

دلم علامت تعجب می خواد !‌ 

خیلی حال داد که بابام گفت غذات خوب شده !‌  کلی کیف کردم ... 

اشک تو چشامه قلم گریه کن ...   

چیه این دنیا آدم و وادار به ادامه میده ؟!‌  

 

چقدر حال میده بهش فکر کردن .. حتی با وجود امروز ... حتی با بد ترین کاراش !‌ 

 

حس میکنم  ... حس کردن چه چیزه خوبیه تو مستی ‌!‌  

مینویسم تا تو دلم این غمها نمونه !‌ 

مینویسم تا یادم نره این روزو !‌  چه خوبیش چه بدیش !‌ 

 قلبم شکسته به دست یه فرشته که گناهیم نداری آخه اون دست خودش نیست آخه ائن راهیم نداره ... 

ای بابا دنیا همینه !‌  

 تو رو دارم و باور ندارم  ...  

می ترسم از ...  

هیچی به جز یه نخ سیگار نمی تونه حال بده الان !‌ 

یه نخ سیگار زیر یه بارون خوب تو شمال !‌ 

ار این شکسته تر دیگه چی می خوای ؟ 

دلم بدجور شکست مثل غرورم ...   

نمیدونی چه حسی داره وقتی بسوزی و بسازی و بمیری ... همیشه قصه یه نامرد داره   

امروزو روز خوبی به حساب میاریم با تموم بدیهاش ...


 
پنجشنبه 7 بهمن ماه سال 1389

 

 

ببین ،  

همیشه خراشی است روی صورتِ احساس 

 


 
چهارشنبه 6 بهمن ماه سال 1389
I have a dream

این روزا همه چی در حد خیلی خوبه ...  

فونت فارسی زدم رو کیبور بسیار دارم کیف می کنم  

 

خیلی I have a dream... کلی چیز میز تو سرمه . این روزا احساس می کنم مخم باز شده . 

 

این روزا عاقل شدم !  اون بهم میگه ..   

 

جدیدا کلی از دست خودم راضیم .. به خودم جایزه هم میدم .. یه شبایی هم ازم تشکر می کنم 

این روزا خیلی فرق کردم ... وقت تلف کردن به کمترین حدش ریسده ..  

بزرگ فکر می کنم . برنامه ریزی می کنم ..  

   

این روزا یه زرافه که به جای گردن لپ داره و چقدر عجیب اینکه عینک میزنه شده دوستم  ! 

یه موقع ها چنگ میزنه خیلی عجیبه که یه زرافه چنگ بندازه !   

 

این روزا بسیار زود میگذرن ! حتی نمیرسم سرشون خوشحال یا ناراحت باشم .. 

من فاصله دارم میگرم از حسین قبلم .. احساس میکنم هر کسی دنبال علایقش بره حتما زندگیش جزابتر میشه ! ...  

  

اگر پیووسته بکوشی و هدفی را دنبال کنی حتما موفق خواهی شد !  ...  

 


 
پنجشنبه 30 دی ماه سال 1389

 

 

 نمی دونی  

سیگاره یواشکی چه حالی داره !‌ 

 


 
سه شنبه 28 دی ماه سال 1389
ارشد

 

 

یه تصمیم گرفتم در حد بنز  

یه اراده جزم کردم در حد بنز 

یه حسین قوی اینجاس در حد بنز  

 

هر کس در رابطه با کنکور ارشد معماری هر اطلاعاتی داره بسیار می تونه منو کمک کنه ....


 
دوشنبه 27 دی ماه سال 1389

 

 

Now baby it’s killing me
I’m saying it’s killing me
The fact that you went around
Baby I’m falling down
I need me a remedy
Been looking for remedies
I need you to be around
 

 


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 93389


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
من اما هیچ کس را در شبی تاریک و طوفانی نکشته ام ... من اما راه بر مرد ربا خواری نبسته ام...  من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجسته ام .
شناسنامه کامل من...
 
 
 
Type Writer Status Bar